هنگام خشم  چاپ

تاریخ : دوشنبه 10 بهمن ماه سال 1390 در ساعت 02:31 AM

وقتی در خیابان با سرعت حرکت می کنید انگار منتظر نیستید که کسی جلوی راه تان سبز بشود تند تند گامهایتان را بر می دارید که شاید زودتر به مقصد برسید یا اگر پشت اتومبیل هستید پایتان را روی پدال گاز گذاشته و با فشار به روی پدال به خودتان می گوید الان به مقصد می رسم که ناگاه از جایی که بیشتر به نا کجا اباد می ماند کسی جلوی سرعت تان  را می گیرد!

عصبانی می شوید با فریادی رعد آسا  شروع می کنید به فریاد کشیدن انقدر بلند فریاد می کشید و ناراحتی خورد را اظهار می کنید که اصلا یادتان می رود که  چهره اشفته شخصی که جلتون امده را ببینیند و بپرسید که چرا جلوی شما ناگهان ظاهر شده است؟

با کسی صحبت می کنید ناگهان حرفی می زند که از کوره در می روید به اصطلاح عصبانی می شوید  و با فریاد فکر می کنید که کارتان پیش می رود اما نمی دانید که این فریاد کشیدن باعث می شود که یادتان برود در مورد چه موضوعی  صحبت می کردید.

این حرفها و این خاطره ها من رو یاد صحبتی از مولای متقیان علی (علیه السلام ) می اندازد  که می فرماید: هنگام خشم نه تنبیه نه تصمیم.

بله نه تنبیه و نه تصمیم که اینها هر دو زمانی  اتفاق می افته که عقل به زیر پوشش احساس می ره و باعث پشیمونی می شن و نه تنها باعث رشد نمی شن بلکه ضرر رو هم سبب می شن.

ما وقتی عصبانی می شیم و سر کسی که جلوی سرعت ما رو گرفته فریاد می زنیم متوجه نمی شیم که دو برابر توان ما از دست می ره . وقتی توی مذاکره خشمگینانه فریاد می کشیم به مخاطب می فهمونیم که من بلد نیستم درست و منطقی حرف بزنم

پس به فرموده حضرت علی (علیه السلام): هنگامی که عصبانی شدید موقعیت خود را عوض کنید. اگر نشسته اید برخیزید , اگر ایستاد اید راه بروید, اگر راه می روید بدوید, اگر می دوید با ایستید.

انشا الله که بتوانیم از این فرموده های گهر بار استفاده کنیم تا روز به روز زندگی بهتری داشته باشیم.


تعرف الاشیاء باضدادها  چاپ

تاریخ : دوشنبه 14 آذر ماه سال 1390 در ساعت 00:31 AM

خیلی وقتها وقتی به مسئله های بزرگ نگاه می کنیم انگار مسائل را نمی توانیم درک کنیم. مسائلی مثل ایثار فداکاری گذشت و . . .

روزها به این مسئله فکر می کردم که ایا راهی است که بتوان این مسائل را شناخت؟

آری

تازه وارد هیئت شده بودم تمام فکرم این بود که چگونه می توانم واژه هایی که با آنها از آقایمان یاد می کنیم را به خاطر بسپارم و به چگونه می توانم اینها را به دیگران بازگو کنم.

همه می گفتند معرفت و برادری را از حضرت ابوالفضل باید آموخت یک صدا در شبها گذشته هم شنیده بودم وای برادر را سر دادند اما خدایا چگونه باید اینها را درک کرد؟

ناگهان صدای سخنران توجه مرا به سمت خود خواند:  و خداوند برای اینکه به مردم بفهماند به انها توصیه کرد که : تعرف الاشیاء باضدادها  اشیا را با ضد آنها شناسایی کنید.

دیگر برایم واضح و روشن شد.

وقتی کسی برادرت نیست یعنی به تو احترام نمی گذارد بی محبا به سمت تو حمله می کند و نمی توانی به حرکاتش اعتماد داشته باشی و اهل و عیالت را به او بسپاری.

وقتی کسی تمام هستی را برای خود می خواهد و حیات و زندگی خودش را از همه چیز بیشتر دوست دارد و هر گز از آن نمی گذرد یعنی ایثار ندارد یعنی واژه فداکاری برای او نا مشخص است.

وقتی از ازادگی سخن به میان می اید مردمانی را به یاد بیاور که برای دنیایشان تمام اخرت خود را می فروشند و هیچ رامی خرند.

دیگر فهمیدم.

حالا اگر کسی خواست که از روشنی و آفتاب بگویم از تاریکی می گویم تا خوب درک کند جایی که تاریکی نیست آفتاب است.

خدا را شکر می کنم که در کلاس چند دقیقه ایی مولایم پاسخ این سوالاتم را گرفتم.


اللّهم  عرفنی نفسی  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 9 آذر ماه سال 1390 در ساعت 00:29 AM

بسیبار شنیده ایم که می گویند به زیارت می روم تا خدا را پیدا کنم و یا شنیده ایم که می گویند که باید امامی را بشناسیم تا خدا را بشناسیم

سالها می گذرد روزها در پس هم یکی یکی می اید و می رود اما باز خدا را نشاناخته ایم.

گاهی می گوییم چرا عاشورا عاشورا شد؟

آیا کسانی که با امام به مبارزه برخاستند امام را نمی شناختند؟ مگر نه اینکه آنها هم بازیهای امام در کودکی ایشان بودند؟

آنها چرا با اینکه امام را می شناختند و در روز عاشورا خود نیز به این اعتراف داشتند که می دانند این امام همام فرزند رسول خداست و مادرش بی بی دو عالم زهرا(س) و پدرش حضرت علی (ع) چرا باز خدا را فراموش کردند؟

جواب این سوال را رسول اکرم (ص) در زمان حیات خویش داده است: من عرف نفسه فقدعرف ربه

آری آنها خود را نشناخته بودند که خدا را نشناختند شناخت خود یعنی شناخت بعد معنوی انسان شناخت کرامت انسانیت که حضرت علی (ع) می فرماید : بهای شما بهشت است به چیز دیگر ان را نفروشید.

وقتی ما انسانها خود را نشناسیم می رسیم به نقطه ایی که در عصر عاشورا دشمنان امام به ان رسیدند اری طلاقی دین با دنیا انجا که دین را به بهای دنیا می دهند.

اگر کمی دقت کنیم باز در عاشورا شعاری بلند است که ای مردم خودتان را بشناسید عزت انسانی و ارزش بالای انسانیت را بشناسید.

همان جایی که امام حسین (ع) فریاد بر می دارد که اگر مسلمان نیستید لا اقل آزاده باشید.

امام (ع) اشاره می کند به انسانیت و عزت نفس انسانیت.

خدایا کمکمان کن که خود را بشناسیم که اگر خود را نشناسیم به مرگ جاهلیت خواهیم مرد:

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف نبیک. اللّهم عرفنی نبیک فانک ان لم تعرفنی نبیک لم اعرف حجتک. اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرّفنی حجتک ضللت عن دینی؛

عاجزترین نباشیم  چاپ

تاریخ : سه شنبه 8 آذر ماه سال 1390 در ساعت 00:56 AM


وقتی اسم امام حسین (ع) را می شنویم یاد محرم و عاشورا می افتیم بی شک به یاد عشق برادری می افتیم که در نهایت تشنگی اب را نادیده گرفت و به فرمان مولایش گوش فرا داد.

بارها و بارها این حرف را شنیده ایم که گریه بر امام حسین (ع)  به اندازه پر مگسی هم که باشد گناه های ما را می شوید و دل را جلا می دهد.

چرا این اتفاق می افتد؟ چگونه می شود که عاشق مولایمان شد و گریه بر ایشان را درک کرد؟ وقتی اسم مولایمان را می شنویم بی اختیار اشک در چشمانمان حلقه بزند و غرق در عاطفه ایی شیرین شویم؟ آری به نقطه ایی برسیم که بگوییم گریه برای مولایمان بهانه نمی خواهد گریه برای مولایمان روضه های گوناگون نمی خواهد .

گریه بر مولایمان نه منبری می خواهد که مداحش شعرهای گوناگون را با ریتم های گوناگون بیان کند تا دل سنگ شده ما را نرم کند و قطره قطره خون ما را جلا دهد تا اشک این مسافر دل تا چشم را بر گونه های ما جاری کند.

آیا واقعا این شدنی است؟ می توان بی روضه گریه کرد؟

آری می شود. وقتی مولایمان را بشناسیم و بدانیم که مولایمان که بوده است وقتی نامش را می شنویم به یاد او می افتیم و هر چه بیشتر نامش را بشنویم و شناخت خودمان را بیشتر کنیم غرق در این همه محبت و شور و اشتیاق می شویم.

چگونه می توان به این شناخت رسید؟ بعد از گذشت این همه سال از واقعه عاشورا چگونه می توان امام حسین(ع) را شناخت و غرق در اخلاق زیبای او شد؟

یکی از روشهایی که ما می توانیم به این شناخت دست پیدا کنیم خواندن احادیثی است که از این امام بزرگوار در دست داریم. احادیث و سخنانی که هر کدام می تواند چراغ راهی باشد برای ما در زندگی و گشاینده درهای بسته ذهن ما.دعا کنیم و از خدا بخواهیم که فهم کامل این احادیث را نصیب ما کند.

امام حسین (ع): عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.

دعا کردن یعنی از خداوند طلب کمک کردن یعنی به این نکته اعتقاد داشتن که همیشه خدای بزرگ کنار ما است و مراقب ماست باید به او اعتماد کنیم تا آرامش را در زندگی خود احساس کنیم. آرامشی که این روزها خیلی کمیاب شده است.

خدایا کمک مان کن تا در پناه تو با توکل به تو امام مهربانمان را بیشتر بشناسیم.

گوشهایتان نمی شنود  چاپ

تاریخ : دوشنبه 7 آذر ماه سال 1390 در ساعت 00:55 AM

تا به حال به این نکته فکر کرده اید که چرا در روز عاشورا با اینکه امام حسین (ع) بارها و بارها با دشمنان حرف زد هیچ کدام از آنان به سمت امام نرفتند؟

تا به حال به این فکر کرده اید که چرا هر چه امام فریاد بر آورد که هل من ناصر ینصرنی دشمن به ندای او لبیک نگفت؟

تا به حال به این اندیشیده اید که چه چیزی باعث شد که روز عاشورا دشمن نماز امام (ع) را به سخره بگیرد و فریاد بر آورد که نماز شما قبول نیست؟

شاید اولین پاسخی که بارها و بارها از ذهن ما گذر کرده باشد این نکته است که دنیا طلبی و عشق به دنیا و مال ان گوشهای دشمنان را کر کرده بود و مانع شنیدن صدای امامشان می شد.

آیا به این فکر کرده ایید که اولین چیزی که باعث این دنیا طلبی می شود چیست؟

آیا به این نکته اندیشیده اید که ریشه این نشنیدن ها در چیست؟

 امشب می خواهم  همین یک نکته را بگویم و پاسخ این سوالات را بدهم

تمام این مسائل به خاطر خوردن لقمه حرام است همان  لقمه ای که امام حسین (ع) در روز عاشورا به آن اشاره می کند و با صدای بلند می فرمایند:  لقمه هایتان حرام است که گوشهایتان سخنان من را نمی شنود.

اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً بحق الحسین علیه السلام 


   1      2    >>